تبليغاتX
9 فروردين

9 فروردين

گروه نجومی 9 فروردين

نامه‌ای سرگشاده

ديدگاه، نگراني‌‌ها و پيشنهادهاي سردبير‌ ماهنامه نجوم درباره برخی نگرش‌های نادرست در جامعه نجوم ايران
بابک امین‌تفرشی
 
سلام به جامعه نجوم ایران
در ماه‌های اخیر نوشته‌ها و اخباری را خوانده یا شنیده‌ام که حاکی از فعالیت هدفدار و ریاکارانهٔ گروهی است برای آشفته‌کردن جامعه نجوم ایران و گرفتن ماهی از این آب گل‌آلود. در این راه، که به ویرانه‌سرای حسادت و دروغ می‌رود این گروه شیوه‌ای را بهتر از تهمت و اهانت به چهره‌های شناخته‌شدهٔ نجوم ایران و شایعه‌‌سازی دربارهٔ مراکز تاثیرگذاری مانند ماهنامه نجوم نیافته‌است. برایم پیدا نیست که در برکهٔ کوچک نجوم ایران برای صید کدام نهنگ دست و پا می‌زنند. این جمع ناخرد برای رسیدن به گنج خیالی شهرت و حضور در برنامه‌ای تلویزیونی به هر دری می‌زنند و حتی حاضر به سوزاندن نهال سبز نجوم ایران‌اند که پس از قرن‌ها دوباره جان گرفته است. تاریخ چه خواهد گفت؟ برایم پیدا نیست که آیا ما به دنبال زیبایی‌های آسمان‌شب و شناخت این کیهان بی‌کران‌ایم که از ذره ذره بی‌آلایش این طبیعت، عشق و فروتنی و کوچکی خود را بیابیم، یا با تخریب دیگران رخ دورویی نشان دهیم و از خود ستایش کنیم. آیا به دنبال نجوم آمده‌ایم یا تشنه رقابت، قلمرو، جنگ و تخریب‌ایم؟ چنین چیزهایی در نجوم و آسمان شب وجود ندارد. اگر اینها را جستجو می‌کنیم اشتباه آمده‌ایم. جای دیگری را در این جامعه برای خراب‌کاری‌های خود جستجو کنیم. جامعه نجوم آن قدر کوچک و جوان هست که حتی با چند میوه خراب نیز آشفته شود. باور کنید که در جمعی که پر از حرفها و تهمت‌های پنهانی شود، آنها که به دنبال محیطی آرام و علمی آمده‌اند ما را به سرعت با خاطره‌ای تلخ ترک می‌‌کنند. باور کنید با این تفکر که «هر جا من نباشم بد است» به هیچ جا نمی‌رسیم.

شاید حاشیه‌سازی و دروغ را در بخش‌های دیگر جامعه، که مقام و مقاصد اقتصادی کلان مطرح است، بتوان طبیعی دانست که این ذائقه تلخ بشر تا پیش از فرهیختگی است. اما در دنیای نجوم که همه از علم، زیبایی معنوی، دوستی، صلح و آسمانی بی‌مرز برای تمام بشریت سخن می‌گویند، دروغ و دورویی را نا‌به‌جا می‌دانم. این دو از هر دری که آمده‌اند عشق و صداقت از در دیگر گریخته است. تاب دیدن چنین روزی را در جامعه نجوم ندارم. اگر بدانم که این خراب‌کاری‌های زیرکانه و پنهانی این افراد نادان، حسادتی است که از تلاش‌ها و پیشرفت‌های بنده و امثال من در نجوم سرچشمه‌ می‌گیرد، فکری به حال خود و تغییر روند کاریم خواهم کرد تا از این گفته‌های ناعادلانه کاسته شود.

پایان سکوت
چنان با کار در بطن نجوم مشغولم و شب و روز می‌نویسم که نه فرصتی برای حاشیه‌ دارم نه تمایلی. حدود ۱۴ تا ۱۵ ساعت کار متوسط روزانه رمقی برای این جدال‌ها باقی نمی‌گذارد و متاسفانه گروه نادانی که از سر خودخواهی تهمت می‌زنند، این موضوع را خوب می‌دانند. از یک سو باید به تعهدات خود در عرصهٔ بین‌المللی بپردازم (همکاری با وب‌سایت و نشریه اسکای‌اند تلسکوپ و انجمن‌های بین‌المللی پاسفیک، آسمان تاریک، منجمان بدون مرز ، و سرپرستی پروژه TWAN)، از سوی دیگر در نقش سردبیر ماهنامه‌نجوم با دغدغه‌های شبانه‌روزی انتشار این نشریه و به‌روز رسانی وب‌سایت آن همراه باشم. از یک سو به همکاری با مراکزی چون انجمن نجوم ایران، فرهنگستان زبان و مرکز نشر دانشگاهی مشغول باشم و از سوی دیگر به ای‌میل‌های سوال و درخواست راهنمایی از منجمان آماتور سراسر کشور پاسخ دهم. از یک سو به آموزش نیروهای تازه برای گسترش و ادامه این فعالیتها مشغول باشم و از سوی دیگر به تعهد خود در نوشتن کتابها و مقاله‌های نجومی عمل کنم.

تاکنون درباره‌‌ام به بی‌انصافی بارها گفته‌اند و سکوت کرده‌ام. روزی از استاد و دوست عزیزم محمد باقری شندیم که «بچه‌های شرور سنگ را به قطاری پرت می‌کنند که تند از کنار آنها می‌گذرد، قطاری ثابت و ازکارافتاده طبیعی است که کسی را تحریک نمی‌کند.» برای انجام‌دادن کارهایی که در دست داشتم مثل همه آنهایی که در این مرز و بوم کار می‌کنند، تلاش کردم،‌ عرق ریختم و دانش آموختم. نه حق خود می‌دانم که پاداش بگیرم، قدردانی شوم یا قهرمان خوانده شوم. دل‌سپردن به نجوم به قدر کافی سیرابم می‌کند که به دنبال پاداش نباشم. اما چرا حرمت‌شکنی و ناسپاسی می‌شود؟ شاید وقتی هدف چنین رفتاری فقط خود من باشم با آن کنار بیایم اما وقتی هدف این دورویی‌ها و تهمت‌های بدون سند خودخواهی گروهی به بهای تخریب جامعهٔ زیبای نجوم کشورمان باشد چه؟ این سکوت بلند‌مدت نیز ظاهرا چندی است سبب اعتماد به نفس این افراد شده و در سایتهای اینترنتی و وبلاگهای خود، به نام نقد، طعنه می‌زنند و دشنام می‌دهند؛ آن هم درست در روزهایی که به سبب مسئولیتهای بین‌المللی تازه و گرایش به بیشتر آموختن، سخت در حال انتقال یکایک مسئولیتها و تجارب خود - در مجله نجوم و انجمن نجوم ایران - به همکارانی توانا هستم و از سوی دیگر درگیر آموزش نسل جوان‌تر؛ همان‌طور که بزرگوارانی مانند توفیق حیدرزاده و شهاب صقری به من آموختند.

تهمت و افترا به نام نقد
در حالی که فرهنگ ما هنوز در حال آموختن کاربردهای بی‌نظیر رسانه‌‌ای تازه‌ به نام اینترنت است، کم‌شماری نیز این فضا را مناسب ارضاء خودخواهی خود یافته‌اند. نجوم ایران نیز به حدی از رشد رسیده‌است که مثال‌هایی از این موضوع پیدا ‌شود. وبلاگی با نویسندگان بی‌نام طی ماه‌های اخیر در پشت چهره تحلیل اوضاع جامعه نجوم ایران، به شایعه ‌پراکنی و تهمت‌زدن می‌پردازد، با نویسندگانی ظاهرا جوان که متاسفانه کم اطلاع و در عین حال جویای نام‌اند، اما آن‌قدر شرافت و شجاعت نیاموخته‌اند که پای نوشته خود را، اگر باور دارند که واقعیت است، با نامی حقیقی امضا کنند.
نقد بزرگترین موهبت جامعه آزاد و یکی از فواید بزرگ اینترنت است. نقد را به راستی می‌ستایم چون سبب رشد می‌شود. پیش از این نقد خیرخواهانه از سوی پیش‌کسوتان نجوم ایران و با پشتوانه دانش و تجربه آنها وجود داشته و به تک‌تک ما بسیار کمک کرده‌‌است. اما این بار ظاهرا هدف خیرخواهی نیست. شاید این طور تصور شود که وبلاگی کم‌مخاطب با نوشته‌هایی مغرضانه آسیبی به جایی نمی‌رساند، اما برای جامعه جوان و نوجوان نجوم آماتوری ایران این طور نیست، به خصوص وقتی چنین وبلاگی در کنار مجموعه‌ای از فعالیتهای تخریبی جمعی از خدا بی‌خبر در نظر گرفته‌شود که هیچ مسئولیتی در برابر گمراه کردن و بی‌انگیزه کردن نسل جوان علاقه‌مندان به نجوم در ایران حس‌ نمی‌کنند.

نویسندگان این وبلاگ با نوشتاری زیرکانه مخاطبان جوان و حاشیه دوست خود را شناخته‌اند و به جای صحبت از علم، که ظاهرا از آن بویی نبرده‌اند، درست مانند نشریات زرد عمل می‌کنند، اخبار «تکان‌دهنده» واهی می‌نویسند و جرات برعهده گرفتن مسئولیت مطلب خود را نیز ندارند. نوشته‌های بدون نام و تخریب افراد شناخته شده در نجوم ایران چنین آینده‌ای دارد: بی‌اعتمادی تک‌‌تک اعضای جامعه چند هزار نفری نجوم آماتوری ایران به یکدیگر و کاهش فعالیتهای گروهی. این یعنی افت تدریجی نجوم تازه‌شکفته شدهٔ ایران، آن هم پس از قرنها خاموشی. چنین تخریبی مسئولیت سنگینی در تاریخ نجوم ایران است که جمعی خودخواه برعهده گرفته‌اند.

اما چند پاسخ به نویسندگان این انتقادها:

درباره رقابت مسیه ایران: ادعا شده است که رقابت مسیه ایران (رقابت سالانه رصد اجرام سماوی زیر آسمانی پرستاره که میان منجمان آماتور منتخب کشور برگزار می‌شود) با هدف اقتصادی بنده و برای سودجویی تنظیم شده و یکی از حامیان این برنامه، فروشگاه آسمان شب، تعیین می‌کند که چه افرادی برنده اعلام شوند و حتما به تصور ناپاک این گروه نادان، تمام داوران، شرکت‌کنندگان، پیشاهنگان، ناظران و مهمانان این برنامه نیز مبالغی دریافت می‌کنند که لب تر نکنند. ۲۰ داور، که از معتبرترین و شناخته‌شده‌ترین منجمان آماتور در سراسر کشورند، در این برنامه حضور داشته‌اند و در صبحدم پس از رقابت، برندگان را داوران هر گروه معرفی ‌می‌کنند. رصدگران منتخب برنامه نیز در رقابت امسال بهترین‌ها بودند از همدان، مشهد، سعادت‌شهر فارس، قم، تهران، و ... این گفته‌های ناحق توهینی است به حدود ۱۲۰ شرکت‌کننده این برنامه از ۳۰ شهر ایران. اغلب این افراد چند سال تلاش کرده‌اند تا تجارب و توانایی‌های علمی-رصدی خود را در این برنامه ثابت کنند، و این گفته‌ها توهینی است به داوران، و پیشاهنگان گروه که صمیمانه وقت ارزشمند خود را اختیار می‌گذارند تا شب رصدی به یاد‌ماندنی فراهم شود. در ازای تلاش این دوستان حداقل می‌توان این طور ناسپاسی نکرد. من اجازه چنین توهینی را به این جمع نمی‌دهم. آیا حتی یکی از بیش از ۱۰۰ شرکت کننده این رقابت، که تقریبا منتخبی از کل جامعه نجوم آماتوری در ایران‌اند، یا یکی از ۲۰ داور آن چنین تهمتی را درست می‌داند؟
انجمن نجوم ایران برای چنین برنامه‌هایی وقت، هزینه و انرژی بسیاری می‌گذارد. برای هر رقابت مسیه یا رقابت رصدی صوفی (که از تابستان سال قبل آغاز شد) چند ماه مراحل ثبت نام، مصاحبه و پذیرش رصدگران، تعیین روشهای دقیق‌تر و علمی‌تر کردن رقابت، جستجوی حامیان، کسب مجوزهای مورد نیاز، تدارکات و برنامه‌ریزی اجرایی طول می‌کشد و هر بار دست‌کم دو تا سه هزار نفرـ ساعت نیروی انسانی صرف می‌شود که اغلب به صورت داوطلبانه همکاری می‌کنند. در حالی که این رقابت در نگاه جامعه بین‌المللی نجوم به رقابتی تحسین برانگیز و معرف نجوم ایران تبدیل شده است ظاهرا در کشور خودمان گروهی ناخرد را، که ناتوان در همکاری یا حتی شرکت در این رقابت‌اند، آزرده کرده است. پیداست که این گروه فقط حیات و وجود برنامه‌ای را می‌طلبد که در آن مدیر و رییس خوانده شوند و چون ناتوان در اجرای چنین برنامه‌ای‌اند، راهی جز تخریب نمی‌یابند.
از آنجا که رویکرد تهمت‌ها در این بخش به یکی از حامیان برنامه، موسسه علمی ‌آسمان شب پارسه، است، لازم می‌دانم توضیح دهم. مدیر این موسسه بهرنگ‌ امین‌تفرشی، برادر من است و متاسفانه بیش از آنکه بتوانم برای او برادری کنم، این خویشاوندی سبب چنین حرف و حدیث‌هایی برایش شده است. در حالی که حدود ۵ سال پیش در روزهای آغاز به کار این فروشگاه و موسسه، من و شماری از نجوم‌‍‌پیشگان در تهران، به مدیر آن در شکل‌گیری و ایده‌پردازی فعالیتها، کمکهای بسیاری کردیم، متاسفانه درگیری‌های کاری در ‌سه-چهار سال اخیر فرصتی برای ادامه همکاری‌ جدی باقی نگذاشت. اما افتخار می‌کنم که تلاش همکاران این موسسه آنجا را به مرکزی پیشرو در نوع خود تبدیل کرده است که علاوه بر ارایه محصولات نجومی، به تولید محصولات آموزشی مورد نیاز در نجوم ایران می‌پردازد و از پژوهشهای علمی منجمان آماتور و برنامه‌های گوناگون نجومی در کشور حمایت می‌کند. پیداست که موسساتی با زمینه کاری مشابه، که قصد رقابت ناسالم داشته‌باشند، به سادگی این رشد را تحمل نمی‌کنند.

درباره انجمن نجوم ایران: در جای دیگری نویسندگان این وبلاگ برپایه اطلاعات نادرست و به سبب ناآگاهی و خود بزرگ‌بینی، به نهادهایی مانند سازمان فضایی ایران و طرح رصدخانه ملی ایران اتهام می‌زنند. این گروه و وبلاگ‌نویس دیگری از نجوم‌پیشگان شناخته‌شده، که از سر خودنمایی به هر بهانه‌ای انگشت اتهام و انتقاد به شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران می‌زند، ادعا می‌کنند که در فعالیتهای شاخه‌آماتوری انجمن نجوم ایران بی‌عدالتی و سوء‌ استفاده‌های مالی بیداد می‌کند. در این سالهایی که با انجمن در ارتباط بودم بقای فعالیتهای آن راهی بجز معجزه‌ و فداکاری نداشت. آیا این گروه یکسره منتقد اهل زحمت کشیدن و بی‌ادعا ‌کار کردن برای جوانها و نوجوانهای تشنهٔ علم ایرانی هستند؟ این دوستان ناآگاه (یا‌ آگاه مخرب) از چه سوء استفاده مالی صحبت می‌کنند؟ کل دریافتی مالی نهاد غیر دولتی (NGO) مانند انجمن نجوم ایران – چه در بخش حرفه‌ای و چه آماتوری – که در سطح یک کشور فعالیت می‌کند، در سال اخیر به لطف نظام حمایتهای دولتی ما، ۶میلیون تومان بوده است! این مبلغ حتی برای اجاره دفتر این انجمن ملی و هزینه‌های روزانه آن کافی نیست چه رسد به پرداخت به همکاران آن.
اغلب فعالیتهای گوناگون انجمن با نیروی انسانی متخصص داوطلب و با عشق به نجوم و رشد علم در این کشور پیش می‌رود (چیزی که گروه منتقد ظاهرا از آن بی‌بهره‌اند)؛ چنین روندی شامل بیشتر این فعالیت‌ها می‌شود: کارهای دفتری و اداری و فعالیتهای حرفه‌ای و دانشگاهی انجمن گرفته تا فعالیتهای گسترده‌ آماتوری و ترویجی مانند برگزاری گردهمایی منجمان آماتور ایران، رقابتهای رصدی مسیه و صوفی، هماهنگی برگزاری روز نجوم در سراسر ایران، هماهنگی باشگاه‌های نجوم و برگزاری باشگاه نجوم تهران، برگزاری جشنوراه ساعت آفتابی، روز فضا، کارگاه‌های ملی نجوم آماتوری، و ... . هزینه ثبت نام شرکت‌کنندگان در کارگاه‌ها و گردهمایی‌ها برای پوشش دادن هزینه‌های تدارکات، محل برگزاری و نیازهای هر برنامه به هیچ وجه کافی نیست و هر بار به سختی حامیانی جستجو می‌شوند تا به بقای این برنامه‌‌ها کمک کنند؛ حامیانی چه در مراکز دولتی و چه خصوصی که به اهمیت رشد علم در این کشور باور دارند.
دوران عجیبی است. از یک سو هر روز در روزنامه‌‌ها خبر اختلاس‌های چند میلیارد تومانی، نابودی منابع طبیعی و آسیب به میراث ملی‌مان را می‌خوانیم و سکوت می‌کنیم. از سوی دیگر تمام توانمان را می‌گذاریم تا برای بودجه انجمن نجوم ایران، که در حد‌ٌ پرداخت اجاره یک دفتر نیست، شایعه‌سازی‌ کنیم. واقعا مشکل ما در این دوران بیش از آنکه دشمنی اقوام همسایه و کشورهای استعمارطلب باشد، این است که نمی‌توانیم همدیگر را تحمل کنیم. نمی‌توانیم رشد دیگری را ببینیم.

درباره ماهنامه نجوم: در ادعای دیگری آمده است که ماهنامه نجوم با انحصارطلبی گزارش گروه‌های نجومی کشور را سانسور می‌کند و اجازه نمی‌دهد میدان به گروه‌های دیگر داده شود. برای دوستانی که ماهیت یک نشریه را نمی‌دانند لازم است شرح دهم، که مجله نجوم یک گروه نجومی نیست و اعضای آن نیز به گروهی تعلق ندارند. فعالیتهای مجله در توسعه نجوم در ایران طی ۱۶ سال اخیر فکر می‌کنم به قدر کافی اهداف همکاران این نشریه را نشان داده باشد. حذف گزارش گروه‌ها چه سودی برای مجله‌ای دارد که در سال ۱۳۷۵ و در زمانی که بخش آماتوری انجمن نجوم ایران فعال نبود، با آغاز ثبت گروه‌های نجومی، انتشار صفحه گروه‌ها در مجله، و پشتیبانی علمی از آنها سبب توسعه چشمگیر شمار گروه‌ها و انجمن‌های نجوم در ایران شد. حتی اگر با بی‌انصافی دید بنده و همکاران این نشریه را صرفا توسعه اقتصادی بدانیم، این هدف نیز فقط با افزایش شمار مخاطبان مجله، یعنی افزایش گروه‌های نجوم و منجمان آماتور در ایران میسر می‌شود. از سوی دیگر افزایش کیفی فعالیتهای علمی این گروه‌ها تضمین کننده مقاله‌ها و گزارشهای مورد نیاز بخشی از مجله است. در این میان مجله بسته به زمان دریافت و کیفیت گزارشها مجاز است که در روند انتشار آنها تصمیم بگیرد. بدیهی است که در فشار کاری و کمبود نیروی انسانی متخصص و دشواری‌های اقتصادی این نشریه، چاپ برخی مطالب به تاخیر بیفتد یا به ندرت فرصت انتشار پیدا نکند یا به علت گرفتاری‌های روزمره دست‌اندرکاران اشتباهاتی در این کار رخ دهد. در هر نشریه‌علمی بایگانی کامل گزارشها، مقاله‌ها، و عکسهای رسیده برای استفاده آینده و کاربردهای پژوهشی باقی می‌ماند و پیوسته منتخبی از مقاله‌‌ها و خلاصه‌ای از گزارشها منتشر می‌شود تا تنوع مطالب نشریه حفظ شود.
تهیه گزارش از شهرستان‌ها کار ساده‌ و کم هزینه‌ای نیست. حدود دو سال پیش از سوی مجله تلاشی برای انتشار مقاله‌های معرفی نجوم در هر استان (به جای معرفی انفرادی گروه‌ها و افراد فعال) آغاز شد. نوشتن این مقاله‌ها به فرد یا جمعی از بهترین‌های جامعه نجوم آماتوری در هر منطقه از ایران واگذار شد و طی این مدت دست‌کم با استانهای خراسان، اصفهان، فارس، یزد، سیستان و بلوچستان، گیلان، و خوزستان صحبت شد اما هنوز مقاله‌ای برای شروع مجدد این بخش نرسیده است. فکر می‌کنم علاوه بر تلاش مجله نیاز است فعالان نجوم در هر منطقه نیز فرصت بیشتری برای معرفی فعالیتهای ستاره‌شناسی در منطقه خود بگذارند. به هر حال ماهنامه نجوم در این مدت در بخش اخبار داخلی و گزارشهای گوناگون پیوسته به معرفی این فعالیتها پرداخته است، که به نظر می‌رسد منتقدان فرصت نکرده‌اند که مجله را به دقت بخوانند و از سر انصاف نقد کنند. نقد بدون اشاره مستند و با ارایه پیشنهاد، فقط نوعی قر زدن است. بدون شک نقد با اشاره به موضوع دقیق (مثلا عنوان گزارش حذف یا اشتباه منتشر شده) اشاره به شماره مجله، شماره صفحه، و با ذکر نام منتقد، کمک بزرگی به پیشرفت مجله می‌کند. همکاران نجوم همواره از چنین نقدی استقبال می‌کنند و حتی آن را در صفحه نامه‌های مجله منتشر می‌کنند، اما نقدی توهین آمیز با دلی پرکینه، آن هم با چشمهای بسته و دهان باز، از فردی بی‌نام و نشان که برای هویت خود نیز ارزشی قائل نیست، کمکی به این نشریه نمی‌کند جز اینکه سبب دلسردی شود.
در انتقاد دیگری آمده است که چرا ماهنامه نجوم سعی می‌کند خود را مطرح کند؟ واقعا نمی‌دانم که این چگونه سوالی است. هر نشریه‌ای برای بقای خود به معرفی و افزایش شمار خوانندگان نیاز دارد. رشد مجله نجوم سبب رشد نجوم در ایران نیز می‌شود. پس چرا این گروه منتقد با آن مخالف‌اند. به خوبی می‌دانم که برای این جمع کم‌شمار توقف انتشار مجله‌ای که سکویی برای خودنمایی‌های آنها نیست بهتر از بودن آن است. من برعکس انتظار این گروه برای خاموشی مجله، از علاقه‌مندان به نجوم در ایران صمیمانه تقاضا می‌کنم با معرفی هر چه بیشتر این نشریه در جامعه سبب آشنایی بیشتر عمومی با آن و شتاب بیشتر رشد مخاطبان آن شوند.

درباره برنامه آسمان شب: این برنامه و تهیه‌کننده محترم آن، سیاوش صفاریان‌پور، را از تولد نخستین ایده‌های شروع آن در دهه ۱۳۷۰ و از اولین شب برنامه در بهار۱۳۸۰ همراهی کرده‌ام. به گواه بسیاری از نجوم‌پیشگان ایران این برنامه نقش بزرگی در علاقه عمومی به نجوم در کشور داشته است. در کنار نقدهای سازنده افراد باتجربه و حمایت مردمی از این برنامه، بدیهی است که شهرت هر برنامه‌‌ای نوک پیکان اتهام‌های بی‌پایه را نیز به سوی خود می‌کشد. در حالی که برخی از چنین اتهام‌هایی در وبلاگی کم‌مخاطب به قلم نویسندگانی بی‌نام نوشته می‌شود، در جامعه نجوم ایران متاسفانه فردی وجود دارد که کمر همت بسته است تا نامه‌‌های پیاپی‌ای با مضمون و نیتی عینا مشابه نوشته‌های وبلاگ منتقد، به مسئولان صدا و سیما بفرستد و با ملاقاتهای پی‌در‌پی با‌ آنها، سعی کند یا به هر نحوی در این برنامه در مقابل دوربین قرار بگیرد یا ذهن مدیران آن سازمان را چنان مخدوش و بی‌اعتماد به جامعه نجوم کند که این برنامه برای همیشه متوقف شود. در این نامه‌‌ها باز هم ادعا شده است که دست‌اندرکاران این برنامه به انحصارطلبی و سوء استفاده مشغول‌اند و در دولت عدالت و مهرورزی حق گروهی، منظور خود ایشان، خورده‌شده است.
به جناب مسعود عتیقی، نویسنده این نامه‌ها، که به خوبی می‌دانند هیچ کدام از دست‌اندرکاران این برنامه وقت و حوصله پیگیری قانونی تهمت‌های واهی ایشان را نداشته‌اند، پیشنهاد می‌کنم که به جای وقت گرانبهایی که برای پاشیدن بذر بی‌اعتمادی، تهمت زدن و تخریب دست‌اندرکاران برنامه تلویزیونی آسمان شب، فعالان شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران و نویسندگان ماهنامه نجوم می‌گذارند، فرصتی را به مطالعه و دانش آموختن و فراگیری منش انسانی اختصاص دهند، تا جایگاه شایسته‌تری را در جامعه نجوم ایران بیابند.

پایانی برای شروعی تازه
این سکوت چند ساله را یک بار برای همیشه شکستم زیراکه نگرانم. آنچه نوشتم دردلی بود با جامعه‌ای که می‌تواند برگهای سبز درخت علم ایران باشد، اگر با اعتماد و همدلی زیباییهای آسمان‌شب و فعالیتهای علمی را جویا شود نه اینکه به سراغ بدخواهی و قدرت‌‌طلبی برود. باور کنید که ما برای نقش‌‌‌زدن آمده‌ایم نه برای گند‌زدن. آن هم در سرزمینی که مردم آن نقش‌های بی‌نظیر بر دار قالی، در معماری، در عرفان، در ادبیات، و در تاریخ علم زده‌اند. راهی بهتر از این نیست که
خیرخواهی را جانشین خودخواهی کنیم،
کار و تلاش بی‌ادعا را جایگزین تخریب و خودنمایی کنیم،
علم‌جویی و آموختن را جانشین حاشیه کنیم،
و دوستی را جایگزین دشمنی کنیم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بابک امین‌تفرشی، متولد ۱۳۵۷، نویسنده علمی است که در کنار این کار به نجوم آماتوری، ترویج و تدریس نجوم، و عکاسی از طبیعت و آسمان‌شب نیز می‌پردازد. او فعالیتهای نجومی خود را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد و از سال ۱۳۷۵ در دوران دانشجویی خود با گرایش به روزنامه‌نگاری علمی به تحریریه ماهنامه نجوم پیوست. از سال ۱۳۷۷ ویراستار ارشد و از سال ۱۳۸۴ سردبیر ماهنامه است. تا کنون بیش از ۱۰۰ مقاله از او درباره نجوم و فضا به فارسی و تعدادی به زبان انگلیسی، و چند کتاب ترجمه یا ویراسته شده او منتشر شده است. دیگر نقش‌های او: عضو‌هیئت دبیران شاخه‌آماتوری انجمن نجوم ایران، موسس و دبیر رقابت مسیه ایران در هفت دوره، عضو موسس انجمن بین‌المللی منجمان بدون‌مرز، کارشناس و مشاور برنامه‌های علمی تلویزیونی و رادیویی (کارشناس برنامه آسمان‌شب از سال ۱۳۸۰) ، مدرس رصدخانه زعفرانیه تهران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۵، موسس وب‌سایت ماهنامه نجوم در سال ۱۳۷۹، عضو شورای واژه گزینی نجوم در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، همکار گروه علم فرهنگ فارسی مرکز نشر دانشگاهی، همکار انتشارات علمی ‌فرهنگی در ترجمه، تالیف و ویرایش کتابهای نجوم و فضا، مستندساز و رصدگر گرفتهای خورشیدی (گرفت‌های ۱۳۷۴ و ۱۳۷۸ در ایران، ۱۳۸۰ در افریقا، ۱۳۸۲ در قطب جنوب، ۱۳۸۴در آمازون-آمریکای مرکزی، مهر ۱۳۸۴ در اسپانیا، و ۱۳۸۵ در ترکیه)، عضو تحریریه ماهنامه دانشگر تا سال ۱۳۸۴، نویسنده ماهنامه زمان ۱۳۷۶- ۱۳۷۹، نماینده انجمن بین‌المللی آسمان تاریک، ارائه‌ سخنرانی‌‌های گوناگون درباره نجوم در داخل و خارج از کشور، و ارائه چندین نمایشگاه عکس گروهی از آسمان شب به صورت سالانه در ایران و چند کشور دیگر.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:18  توسط بابک مشمولی  | 

پاسخ ستاره پارسی به رواج شایعه توسط سایت خبری بازتاب

این گامی کوچک برای یک انسان و جهشی بلند برای بشریت بود

نیل آرمسترانگ

سرنشینان آپولو 11 اولین انسانهایی که گام روی ماه گذاشتند

مدتی است که خبرگزاری بازتاب مقاله‌ای را تحت عنوان «سفر به ماه دروغ بزرگ قرن» را منتشر کرده است و در آن با ذکر دلایل و قرار دادن چند عکس ادعا می کند که آمریکا تا کنون هیچ سفینه فضایی سرنشین‌داری را به ماه نفرستاده است و تمام عکس ها و فیلم های مربوط به سفر انسان به ماه جعلی است و در زمین شبیه‌سازی شده است. تعدادی از وبلاگ ها و سایت های دیگر بدون هیچگونه فکر و پیگیری این مسئله، مطالب سایت بازتاب را در وبلاگ خود گذاشته اند و به شدت هم از این فرضیه پوچ و باطل طرفداری می کنند.

ستاره پارسی طی بررسی هایی که روی دلایل بازتاب انجام داده است به نتایجی بسیار ساده رسیده است که در این مقاله با رد ادعای سایت بازتاب، سفر به ماه را یک حقیقت می داند. واقعا تاسف می خوریم که اپیدمی این موج وحشتناک به میان دانشجویان و دانش آموزان کشیده شده است و ذهن آن‌ها را با مسائل عبث و بیهوده مشغول می کنند.

بپردازیم به اصل موضوع:

بازتاب: با وجود آنكه رفتن به ماه، كاري بسيار فوق‌العاده و سرگرم‌كننده و جالب بود، بعد از هفتمين سفر به ماه متوقف شد. «ناسا» مي‌گويد، اين سفرها به خاطر كمي بودجه تعطيل شدند و اضافه مي‌كند، آنها مي‌خواستند تمركز خود را بر ايجاد يك پايگاه فضايي و همچنين وسيله‌اي كه بتواند آنها را به آن پايگاه (يا شاتل فضايي) معطوف سازند، ولي آيا هزينه شاتل كمتر از هزينه رفتن به ماه بود؟

در جواب به این ادعا باید یگوییم که اصلا اهداف شاتل های فضایی و سفر به ماه کاملا متفاوت هستند و نمی توانیم بگوییم چون بر فرض مثال هزینه شاتل ها کمتر از سفر به ماه است پس به پروژه شاتل‌ها می پیوندیم. سفر به ماه در مأموریت‌های ابتدایی فقط برای بالابردن جایگاه سیاسی آمریکا در جهان بوده است و سفرهای پایانی آپولو بیشتر جنبه علمی داشته است. ولی ما هم می بینیم که روس ها هم با دست کشیدن از برنامه فضایی خود برای سفر به ماه به سمت ایستگاه های فضایی و مأموریت هایی از این دست گرویده می‌شوند. متأسفانه نویسنده این ادعا اهداف سفرهای فضایی شاتل را به خوبی درک نکرده اند.

بازتاب: آيا شما هيچ‌گاه به ميزان پيشرفت تكنولوژي‌اي كه جهان در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 داشته، فكر كرده‌ايد؟ آيا اين ميزان تكنولوژي قادر بود سه نفر را از جو زمين خارج كرده و دو نفر آنان را به ماه ببرد؟ شايد! اما اين كار چگونه ممكن بوده است؟ جالب است كه بدانيم حافظه كامپيوترهايي كه در عمليات‌هاي آپولو از آن استفاده مي‌شده، تنها به اندازه حافظه يك ماشين لباسشويي پيشرفته امروزي بوده و اين كامپيوترها همچنين فضاي بيشتري از آنچه فضاپيما و سفينه‌ها داشته‌اند،‌ اشغال مي‌كرد. با دانستن اين مطالب و اين حقيقت كه تكنولوژي در دهه 60، بسيار ضعيف بوده، پس چگونه «ناسا» توانسته است ده‌هاهزار عكس با آن كيفيت بالا را خلق و ضبط كند؟ حال آنكه حتي كامپيوترهاي مخصوص اين كارها اصلا وجود نداشته است؟

در جواب این ادعا بایستی متذکر شویم که 11 سال برای پیشرفت این تکنولوژی با توجه به سقف نامحدود اعتبارات مالی امکان‌پذیر بوده است. چرا که تعداد زیادی کاوشگر هم از طرف روسیه و هم از طرف آمریکا قبل از سفر انسان به ماه به سمت این کره پرتاب شده است و تعدادی هم رفت و برگشت بوده است. در ادعای بعدی که درباره حافظه کامپیوترهای آپولو ادعا می کنند اصلا چنین چیزی تا به این حد امکان نداشته است ولی در صورت امکان می‌بینیم فضاپیما در اتاقی کنترل می شد که بالغ بر 300 نفر د رآن جا حضور داشته اند و بعد ابعاد بزرگ موشک ساترن5 هم از همین جا ناشی می شود. ولی با نگاهی به فضاپیماهای آمریکایی و روسی در می یابید که عموما اندازه آن ها چندان تفاوت نمی کند. به طور مثال واحد سرنشین دار فضاپیمای آپولوی آمریکا دارای تقریبا 2/3 متر طول بوده است و فضاپیمای سایوز روسی 1/2 متر طول داشته است. در حالی که آپولو برای سفر به ماه بوده است و سایوز برای سفر به مدار زمین و این اختلاف اندازه کاملا برای آپولو و سایوز منطقی به نظر می رسد.

بازتاب: چرا در هیچکدام از عکس‌های ماه از ستارگان در آسمان آن جا خبری نیست؟

عکس برداری از ستارگان احتیاج به رعایت اصولی از عکاسی دارد و ستارگان بسیار کم نور تر از آن هستند که بتوانند به راحتی در عکس یا فیلم نقش ببندند.

بازتاب: چرا در این عکس زمین پیداست ولی ستارگان مشخص نیستند؟

عکس در واقع از یک فیلم جدا شده است و شما هیچ گاه در هیچ فیلمی نمی توانید تصویر ستارگان را آشکار سازی کنید

این عکس در واقع از یک فیلم جدا شده است و شما هیچ گاه در هیچ فیلمی نمی توانید تصویر ستارگان را آشکار سازی کنید. ما نمونه های با کیفیت تری از عکس های فضایی ارائه می کنیم که در آن هیچ ستاره ای در آسمان وجود ندارد. تصاویر زیر مریوط به مأموریت های گذشته انسان در مدار زمین است. آیا ستاره ای می بینید؟ یا این ها را هم دروغ می پندارید؟

 

بازتاب: هنگامي كه lunar modak ـ سفينه‌اي كه براي نخستين بار به كره ماه رفت و ما از اين پس آن را با « LM » نشان مي‌دهيم ـ روي ماه فرود مي‌آيد، موتورهاي قوي آن، فشاري معادل 3000 پوند بر سطح ماه وارد مي‌كند. اين امر باعث ايجاد سوراخي بزرگ بر روي سطح ماه خواهد شد كه محل آن دقيقا زير محل فرود « LM » مي‌باشد. چرا این سوراخ وجود ندارد؟

آپولو هیچ گاه به صورت عمود فرود نیامد بلکه با رسیدن به ارتفاعی مشخص موتورها را خاموش می کند و مسافتی را در ارتفاع کم در بالای سطح ماه می پیماید و سپس فرود می آید. از آنجا که در آپولو11 آرمسترانگ وقتی متوجه شد که در یک منطقه سنگلاخی قصد فرود دارد سفینه را از حالت خودکار خارج کرد و با طی مسافتی مکان مناسبی برای فرود پیدا کرد. آرمسترانگ از مرکز فرماندهی زمینی دست و ر داشت در صورت پیدا نکردن مکان مناسب برای فرود بلافاصله به مدار ماه بازگردد.

بازتاب: اگر ما مي‌توانيم اشيا را بر زمين در سايه ببينيم، به علت وجود مولكول‌هاي هواست كه مي‌تواند نور را با خود حمل و مسير آن را تغيير و آن را در اطراف شيء حركت دهد. در واقع نور، بازتاب مولكول‌هاي هواست كه مي‌توانند قسمت تاريك اجسام را روشن كنند و همچنين جو، اشعه‌هاي خورشيد را منحرف مي‌كند و باعث مي‌شود كه آسمان، آبي به نظر برسد. اما در ماه هيچ جوي وجود ندارد تا نور را پخش يا منحرف كند، بنابراين آسمان آن كاملا سياه است و اشيا در سايه ديده نمي‌شوند. در این تصویر چرا پرچم آمریکا به وضوح پیداست و قسمت‌های تاریک ماه را می توانیم ببینیم؟

 نور یک موج الکترو مغناطیس است و بر خلاف این ادعا برای حرکت احتیاج به محیط مادی ندارد

در جواب بایستی بگوییم نور یک موج الکترو مغناطیس است و بر خلاف این ادعا برای حرکت احتیاج به محیط مادی ندارد. به همین دلیل است که ما می توانیم نور ستارگان و اجرام آسمانی را دریافت کنیم. اگر قسمت های سایه در ماه به خوبی دیده می شوند عوامل بازتابی زیادی وجود دارد که سطح ماه مهمترین عامل بازتاب است و سایر اجسامی که عموما دارای رنگ‌های روشن هستند می توانند به راحتی نور را بازتاب کنند.

بازتاب: اگر به قسمتي كه با حرف « L » مشخص شده است، به دقت نگاه كنيد، خواهيد ديد كه يكي از علامت‌هاي «+» كه در تمام عكس‌هاي «ناسا» ديده مي‌شود ـ كه در اصل قسمتي از دوربين است كه بين فيلم و ديافراگم قرار دارد ـ در پشت پش ولگرد ماهي ـ وسيله‌اي كه در تصوير مشاهده مي‌شود ـ قرار دارد و علامت «+» ديگر در جلوي آن است. چطور ممكن است كه قسمتي از تصوير در جلوي علامت «+» و بقيه آن در پشت ديگر علامت «+» باشد، حالي آنكه اين علامت‌ها مربوط به خود دوربين است.

 بین این همه عکس فقط یک نمونه به این صورت دیده ایم.

اولا که این علامت مثبت بین فیلم و دیافراگم نبوده است و بعد از آمدن فضانوردان آپولو از ماه این علامت مثبت روی فیلم ها برای ترازبندی مونتاژ شده است و در این بین امکان بروز بعضی مشکلات هست ولی ما بین این همه عکس فقط یک نمونه به این صورت دیده ایم.

بازتاب: اين عكس مشهور «ناسا»، آرمسترانگ و آلدرين را حين عمليات آپولو 11 در حالي كه روي ماه هستند نشان مي‌دهد. آنها در حال نصب پرچم آمريكا در محل فرود « LM » هستند. اگر به قسمتي كه با حرف « A » نشان داده شده نگاه كنيد، متوجه مي‌شويد كه سايه آلدرين تقريبا دو برابر سايه آرمسترانگ است. اين چگونه امكان دارد در حالي كه تنها منبع نوري در روي كره ماه، خورشيد است؟

این عکس از قسمتی از یک فیلم به صورت کاملا مغرضانه جدا شده است

این عکس از قسمتی از یک فیلم به صورت کاملا مغرضانه جدا شده است. این اختلاف اندازه سایه مربوط به بلند کردن دست فضانورد و پرچم است. ما لینک دانلود فیلم مذکور را برای شما گذاشته ایم. حجم فیلم در حدود ۳ مگابایت است و شما به راحتی می توانید فیلم را دانلود کنید چرا که تصاویر به خوبی گویای مطلب است. در این فیلم همچنین می بینید که پرچم نصب شده در ماه یک جسم صلب است و پارچه ای نیست. به خاطر همین مسئله ما فکر می کنیم در پرچم باد افتاده است. ( لینک دانلود )

بازتاب: اين عكس، عكسي از الن بين است كه يك ظرف آزمايش محيطي مخصوص را در دست خود نگه داشته است. اين عكس توسط دوربيني كه بر گردن Conrad قرار دارد، گرفته شده است. اگر اين تصوير واقعا توسط يك دوربين از روي سينه گرفته شده، بنابراين چرا ما مي‌توانيم قسمتي كه با « L » مشخص شده (نوك كلاه بين) را واضح ببينيم؟ مگر اينكه Conrad روي يك صخره بزرگ ايستاده باشد؛ صخره‌اي كه با حرف « M » مشخص شده و از درون كلاه فضايي Bear قابل رؤيت است.

 لنز دوربین قابل تنظیم است و دیافراگم دوربین را می توان به خوبی کم و زیاد کرد که در این صورت منطقه دید بازتر می شود و در ضمن دوربین روی لباس می تواند بالا و پایین برود.

شاید دلیل بازتاب را هم بتوانیم قبول کنیم ولی لنز دوربین قابل تنظیم است و دیافراگم دوربین را می توان به خوبی کم و زیاد کرد که در این صورت منطقه دید بازتر می شود و در ضمن دوربین روی لباس می تواند بالا و پایین برود. من به بازتاب و طرفداران این سایت پیشنهاد می کنم حتما یک دوره عکاسی ببینند و بعد نظر بدهند.

بازتاب: اين تصوير مي‌تواند بهترين مدرك براي ادعاي ما باشد. به داخل كلاه او نگاه كنيد. اگر شما در عكس قبل، تصوير دو فضانورد را در كلاه وي نديديد، اكنون مي‌توانيد آن را مشاهده كنيد. دو نفر بودند، نه سه نفر و همچنين ملاحظه داشته باشيد كه در عكس قبلي نفر سوم را از عكس خارج كرده بودند، در حالي كه اين دو عكس در اصل يكي هستند، نه دو تا.

تصوير دو فضانورد را در كلاه

ما به شما عکس دیگری نشان می دهیم که تعداد زیادتری از فضانوردان را در سطح ماه نشان می دهد. کاملا مشخص است که این تصویر دستکاری شده است. من که در زمینه گرافیک تخصصی ندارم توانستم چند عکس دیگر به همین صورت به وجود آورم.

کاملا مشخص است که این تصویر دستکاری شده است

بازتاب: اما در اين عكس چيزهايي ديده مي‌شود كه در عكس قبلي نبود. نگاهي به منطقه دايره‌اي بيندازيد. در اين قسمت، شما شيارهايي را در سمت چپ «ولگرد ماهي» مي‌بينيد. آيا مي‌توانيد قبول كنيد كه اين شيارها طبيعي است؟ درواقع شما براي داشتن چنين شيارهايي، احتياج به مخلوطي از تركيبات مركب و آب داريد؛ آب در ماه! و اگر شما به صخره‌اي در سمت چپ و پايين تصوير با حرف « R » دقت كنيد، متوجه خواهيد شد كه يك حرف « C » بر روي آن حك شده است؛ شايد اين يك شيرين كاري كوچك توسط بخش پشتيباني باشد.

ما کمی به دست نخورده بودن این تصویر شک داریم

البته ما کمی به دست نخورده بودن این تصویر شک داریم. حرف C شاید کاملا اتفاقی بوده است. چرا که از این پدیده های اتفاقی در سیاره مریخ هم به صورت فراوان مشاهده می کنیم. آن شیار هم مربوط به چرخ‌های ماه نورد است. ولی باز هم ممکن است این تصویر هم مانند سایر تصاویر دستکاری شده باشد.

بازتاب: گفته مي‌شود، اين نخستين جاي پاي گذاشته شده روي ماه است. به نظر من اين تصوير ساختگي است. به نظر شما زمينه تصوير خاك و رس نيست؟ جاي نوك انگشتان پا كمي پيچ‌خوردگي دارد و حلقه مانند است. من علت آن را سايه ايجاد شده توسط جاي نوك انگشتان مي‌دانم، اما چطور يك جاي پا مي‌تواند سايه‌اي به اين بزرگي داشته باشد؟ به نظر مي‌رسد كه شخص در اين قسمت در حال نشسته است. به هر حال جاي پا به آن شكلي كه بايد باشد، نيست.

این تصویر هم از کیفیت لازم برخوردار نیست

این تصویر هم از کیفیت لازم برخوردار نیست و ما به دستکاری کردن این تصویر اطمینان داریم. تصویری با کیفیت بهتر را برایتان کنارش گذاشته ایم. در ضمن جایی که آپولو فرود آمد یک مکان با خاک نرم بود و فضانورد و لباسش با هم بیش از ۱۵۰ کیلو وزن داشته اند و می توانند چنین فشاری را بر خاک ماه وارد کنند و چنین رد پایی را به وجود آورند.

جایی که آپولو فرود آمد یک مکان با خاک نرم بود و فضانورد و لباسش با هم بیش از ۱۵۰ کیلو وزن داشته اند و می توانند چنین فشاری را بر خاک ماه وارد کنند و چنین رد پایی را به وجود آورند

بازتاب: اگر شما تا به حال باور داشتيد كه پرچم در اصل توسط فضانوردان آپولو در ماه جا گذاشته شد، اين عكس ممكن است. شما را دوباره به فكر فرو ببرد. اين نيز نقاشي از يك هنرمند است كه نشان‌دهنده لحظه ترك ماه توسط « LM » است. آيا شما تاكنون مكاني را كه پرچم در آن نصب شده بود ديده‌ايد؟ حدس من اين است كه پرچم در جايي به فاصله 10 تا 20 فوت از « LM » قرار داده شده بود. با توجه به اين عكس، آيا پرچم نبايد سوخته باشد؟

نقاشي از يك هنرمند است كه نشان‌دهنده لحظه ترك ماه توسط « LM » است

تصویری واقعی از بلندشدن ماه نشین برایتان گذاشته ایم. خوب دقت کنید. پرچمی را نمی بینیم. در ضمن اگر هم پرچم سوخته باشد چه چیزی را می تواند ثابت کند. یعنی سوخته شدن پرچم دلیلی برای دروغ بودن سفر به ماه است؟ خودتان کمی فکر کنید.

تصویری واقعی از بلندشدن ماه نشین

بازتاب: اين عکس سفينه آپولو 11 مي‌باشد، سفينه‌اي که آمريكايي‌ها ادعا مي‌کنند که آخرين تکنولوژي و فناوري آن زمان روز در آن به کار رفته بود، البته با پنجره‌هاي بدون حفاظ و تجهيزات مکانيکي !!!

این عکس بازتاب کاملا غیر واقعی و بدون کیفیت است

این عکس بازتاب کاملا غیر واقعی و بدون کیفیت است. عکس بهتر را ما برایتان گذاشته ایم. شما در این عکس به خوبی تکنولوژی را در می یابید.

شما در این عکس به خوبی تکنولوژی را در می یابید

بازتاب: علت اختلاف جهت این سایه ها در چیست؟

این تصویر هم از یک فیلم گرفته شده است

این تصویر هم از یک فیلم گرفته شده است. ولی درتصویر کاملا مشخص است که فضانورد جلویی در مقابل یک تپه ایستاده است و همین باعث شکسته شدن سایه و در نتیجه اختلاف جهت آن است شما سایه خود را در چنین شرایطی امتحان کنید به خوبی نتیجه را می بینید. حیف که نتوانستم فیلم را آپلود کنم و فیلمش را از اینترنت هم نتوانستم پیدا کنم ولی خودم دارم و این موضوع را به خوبی دیدم.

البته آن‌ها دلایل دیگری هم آورده بودند ولی ما به علت اینکه به خود اجازه نمی دهیم درباره این مسائل پوچ و کم اهمیت فکر بکنیم از ادامه صحبت ها در این باره صرف نظر می کنیم. چرا که اصلا ارزش ندارد درباره این مسائل صحبتی به میان بیاوریم. ما این مقاله را منتشر نکردیم که بگوییم از آمریکا و یا کشوری قصد طرفداری داریم. بلکه می خواهیم از تکنولوژی که انسان به آن دست پیدا کرده است صحبت کنیم. ولی شایان ذکر است که آن ها ادعا می کنند که چرا برای سفر مجدد به ماه احتیاج به زمان داریم. باید این نکته را بگویم که ناسا همانند گذشته آن قدر بودجه ندارد که بخواهد به سرعت دست به چنین کاری بزند. همچنین آن ها به دنبال رسیدن به تکنولوژی بسیار پیشرفته از دهه 60 هستند و اگر بخواهند با همان تکنولوژی سالهای 60 یه ماه بروند نوعی بازگشت به عقب به حساب نمی آید؟

ولی باید خدار ا شکر کرد که حداقل آمریکا آنقدر فیلم و عکس داشته است که بتوانند به چند تای آن گیر بدهند ولی روسیه که از مهمترین پرتاب هایش هم نه عکس دارد و نه فیلم. پس باید بگوییم فعالیت های فضایی روسیه هم دروغ بوده است!

ستاره پارسی از همه شما دوستان می خواهد با انتشار این مقاله در اینترنت به روشن شدن حقایق کمک کنید.

منبع : ستاره پارسی

درباره :

 آيا سفر انسان به ماه يك دروغ بزرگ بود؟
بزرگ‌ترين فريب قرن رمزگشايي مي‌شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 12:32  توسط بابک مشمولی  | 

بودن يا نبودن مسئله اين است ای پلوتو

حالا که اختر شناسان دنيا پلوتو رو از يه سياره کامل و درست و حسابی  که تازه به کوری چشم حسودان 2 تا ماه هم از زمين  بيشتر داره در يک خانواده با 9 فرزند  به يه کوتوله اون هم توی يه خانواده با 200 - 300 تا بچه که توش اصلاً به کنترل جمعيت توجه نشده  تبديل کردن و  مهمتر از همه اینکه در اين تصميم گيری بسيار مهم نظر  من  رو جويا نشدن که باعث شد از شدت غم و غصه و ناراحتی چند روزی رو در بيمارستان سپری کنم 
بنا بر اين تصميم گرفتم که مشت محکمی به زير دماغشون بزنم  و زدم و برای اينکه نشون بدم چه نقش مهمی در تصميم گيری های علم در دنيا دارم من هم پلوتو رو کوتوله کردم
سايت plutopetition.com سياره بودن يا نبودن پلوتو رو به رأی گذشته
شما هم مثل من ميتونيد برين اينجا و رأی بدين ( مشت بزنين )

تکمله : تا اين لحظه سياره پلوتو با 7952 رأی از سياره کوتوله پلوتو با 2526 رأی پيشی ( با گربه اشتباه نشود ) گرفته
تکمله بی ربط : رصد خونم پايين اومده شديد ، حالم بده شديدتر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 20:45  توسط بابک مشمولی  | 

اشتراک رايگان مجله آسترونومی

خوب امروز نحوه دريافت رايگان مجله آسترونومی رو توضيح ميدم
ابتدا اینجا وارد صفحه اشتراک مجله ميشيد

روال کار رو در تصوير ميبيند

 

فراموش نکنيد که همه چيز به تيک Please bill me later بستگی داره
 کد پستی رو به طور کامل ( بدون خط فاصله ) وارد کنيد
سعی کنيد مراحل رو دقيق انجام بديد تکرار کار احتمال دريافت مجله رو کاهش ميده
بعد از يک ماه مجدداً مراحل کار رو تکرار کنيد
به اين ترتيب شما هر ماه يک شماره مجله آسترونومی رو دريافت ميکنيد

توضيح :
1: ممکنه مجله اين سرويس رو برای بعضی از کشور ها ( ما هميشه اوليم ) قطع کنه
2: اميدوار باشيد که پست ايران مجله رو به شما تحويل بده ( اين مرحله سخت ترين بخش کاره )

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 12:41  توسط بابک مشمولی  | 

گردابه‌ی نوک بال

نمی‌دانم این سایت عکس اخترشناسی روز  را نگاه می‌کنید یا نه. سایت جالبی هست و هر روز یک عکس از ستارگان و یا چیزهای مربوط به آسمان، نشان می‌ده.

عکس زیر را از همین سایت برداشتم. ببینید گردابه‌ی نوک بال (Wing-tip Vortex) چه زیبا در عکس نشان داده شده. دودی که در شکل می‌بینید، دود ناشی از سوختن یک منور (Flare) است که هواپیما پرتاب کرده.


گردابه‌ی نوک بال پدیده‌ای است که به خاطر اختلاف فشار پایین و بالای بال هواپیما به وجود می‌آید. وقتی هوا سعی می‌کند که از ناحیه‌ی پرفشار زیر بال به ناحیه‌ی کم‌فشار روی بال حرکت کند، یک جریان گردابی مثل شکل بالا درست می‌شود. جریان گردابی نوک بال هواپیماهای سنگین خیلی قوی هست طوری که اگر یک هواپیمای کوچک وارد آن بشه، امکان داره حتی سقوط کنه
 
اين مطلب رو تو بلاگ پسر فهميده ديدم کپی کردم اينجا
تمام حقوق متعلق به پسر فهميده
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 10:20  توسط بابک مشمولی  | 

بدون درک یا إوا

ميدونم نوشتن اين حرف ها ممکنه دوستانم رو رنجيده کنه اما اونها که منو ميشناسن ميدونن که عادت به نگفتن ندارم
از آدرس دادن خود داری ميکنم

پنج شنبه شب با گروهی از دوستان تازه آشنا که جداً از بودن باهاشون لذت ميبرم رفتم رصد
يکی از همراهان ما پسری بود کمی از اکثريت کم سن و سال تر
بسيار مهربان بود و مسئوليت پذير
بعد از هر مرتبه که ما چيزی ميخورديم ظرف ها رو ميبرد و با علاقه ميشست ميگفت که ظرف شستن رو دوست داره ...
خوب کيه که بدش بياد از داشتن چنين همسفری ( بخصوص اگر مثل من تنبل باشيد و از کار خونه بيزار )
اما دختر ها بر خلاف پسر های گروه که فاقد واکنش خاصی در مقابل رفتار او بودند واکنش های جالبی نشون دادن
اشاره اي از يک نفر در يادمه که گفت مثل دختر ها ميمونه و بعد کسی گفت اِوا هست
برام کلاً جالب بود
وقتی مردی در کار خونه به همسرش کمک نمی کنه ميگن که بی فکره  و درک نميکنه و ... و حالا که مردی پيدا شد و  کمک کرد ميشه اِوا
شما قضاوت کنيد ما آقايون بين مرد بدون فکر بودن و اِوا بودن کدوم رو بايد انتخاب کنيم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 14:0  توسط بابک مشمولی  | 

نمایش اسلاید به نفع کودکان سرطانی


  به مناسبت اولین سالگرد اتاق آسمان در بیمارستان محک مجموعه عکس های سیاوش صفاریان پور به نمایش درمی آید

بابک امین تفرشی سخنران این برنامه خواهد بود

این برنامه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ عصر پنج شنبه ۹ شهریور در مجتمع بیمارستانی رفاهی محک به آدرس : اقدسیه - سه راهی ازگل - انتهای بلوار اوشان - خیابان جنت - ۲۱ متری محک برگذار می شود
تلفن : ۲۴۹۰۵۴۵ تا ۷  
 E-mail: info@mahak-charity.org 


بهای بلیط ۲۰۰۰ تومان ( منافع مالي اين برنامه صرف كودكان سرطاني محك خواهد شد )

 خیلی دلم می خواست باشم اما دز همین روز و ساعت بیرون از شهر میرم برای رصد
اگر رفتید جای منو هم خالی کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 18:45  توسط بابک مشمولی  | 

مراسم برگزار شده در روز نجوم در ایران جایزه بهترین مراسم روز نجوم سال 2006 را از آن خود کرد

July 10, 2006

The Iranian Astronomical Society

,Dear Fatemeh Azimlu

Congratulations! You are the winner of the Sky & Telescope Astronomy Day Award. Your efforts, along with that of all the other organizations that hosted special events for Astronomy Day, have touched thousands of people and has brought the wonderful science of astronomy to the public's attention. I hope you will continue your efforts and your entry into the award for years to come. You will receive a plaque plus a $250 gift certificate from Sky Publishing

The awards will be presented at the League's Annual Convention held this year on August 4-5, 2006 in Arlington, Texas USA; www.alconexpo.com

Please e-mail the League President, Bob Gent at RLGent1@aol.com to let him know if you will have a representative at the convention to accept the award of if you would like the award mailed to you. If you want the award to read differently from how this letter is addressed, please contact Kerri Williams kwilliams@SkyandTelescope.com by July 15, 2006

If your organization is currently a member of the League, the League will waive conference registration and the banquet fee for one representative to accept the award

You should always check the web site below each year for the most up-to-date entry forms (they can change every year), and helpful hints for Astronomy Day events. Please note the fairly new address for the Astronomy Day Headquarters below. Complete rules and forms will be available at the League’s Astronomy Day web site http://www.astroleague.org/al/astroday/astroday.html or by sending a self addressed, stamped envelope to “Astronomy Day Award Rules” care of the address on this letterhead. In an effort to award different groups, previous award winners will be held to a higher standard to win the same award again. But please, don’t let this stop you from entering the award each and every year

Because of the short time period between the judging of the award and the Leagues’ convention, this notification is only being sent via a-mail. If you wish a hard copy sent via the postal service, contact me and I will send a copy. Again, congratulations for bringing astronomy to the people

Sincerely

Gary E. Tomlinson

درباره ...

مراسم برگزار شده در روز نجوم سال جاری در ایران جایزه بهترین مراسم روز نجوم سال 2006 را از آن خود کرد
بیانیه شاخه اماتوری انجمن نجوم در باره جایزه روز نجوم 2006

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 11:37  توسط بابک مشمولی  | 

از 20 مرداد 1378 تا 9 فروردین 1385

میهمانی دیگری در پیش بود.
خورشید ما را درآغاز سال نو و دگرگونى طبيعت فرا می خواند. اما اين بار با گرفت هاى خورشیدی چند سال اخير تفاوت داثست . مسير گرفت كامل از نزديكى ايران رد مى شد.براى ديدن اين پديده زيبا بار سفر را بستيم تا همراه با گروه انجمن نجوم ايران (شاخه آماتورى) به سواحل جنوبى تركيه برسيم .

شور و شوق افراد گروه دیدنى بود. از تمام رده هاى سنى نما ينده اى در گروهمان بود. تعداد دانش آموزان و دانشجويان آماتور و علاقه مند و همراهی خانواده برخى از آنها قابل توجه بود.
با
دیدن اين صحنه ها بار ديگر خورشیدگرفتگى 20مرداد 1378را به ياد آوردم .
در آن سال از همكاران مجله نجوم بودم . مجله از ماه ها پیش ازكسوف فعاليت خود را آغاز كرده بود. گرفت كم نظيرى براى ايرانيان در پیش بود. نوار گرفت كلى از غرب تا شرق ايران می گذشت ؛ از كردستان تا سيستان و بلوچستان . بنابراين موقعيت نادرى براى جذب گردشگران و برگزارى برنامه هاى رصد و آشنایی مردم با پدیده هاى زيباى نجومى و ترويج علم بود.
اما باوجود تمام تلاش هاى ماهنامه نجوم از جمله انتشار صفحه كسوف از يك سال قبل و ارائه برنامه هاى راديویى وتلويزيونی ازسوى كارشناسان مجله نجوم ، مطابق معمول تمام اطلاع رسانى وكارهاى فرهنگى كشور به يكى دو ماه آخر موكول شده بود و همين موجب شد كه حدود دو ماه پیش از آن مجله نجوم يك دوره بسيار فشرده كارى را آغاز كند . در آن روزها دفتر مجله به مركزى براى اعزام كارشناس ، پاسخگویى سوال هاى نجومى از سطح عمومى تا پاسخ به دوستداران  برگزارى تور، كنترل و تأييد عينك هاى كسوف تبديل شده بود كه البته همه اينها در كنار رسالت اصلى آن ، انتشار ويژه نامه كسوف درصد صفحه بود.
به ياد می آورم حدودا از سه هفته پیش از كسوف هر دو خط تلفن نجوم يك لحظه آرام نمی گرفت و بيشتر روزها كار چنان فشرده بود كه ناهار فراموش می شد.
ناگهان تب كسوف چنان همه گيرشده بود كه باور كردن آن مشكل بود و البته رسانه هاى ملى هم از اين تب بی نصيب نماندند. آنها نيز شروع به انتشار مطالب يا اجراى برنامه هایی در مورد اين پدیده کردند اما به دليل تاخیر در اقدام به آگاهى عمومى، عدم هماهنگى به وجود آمده بود و بنابراين بسيارى بدون پژوهش كافى آگهی ها واخبارى ضد و نقيض در كشور پخش می كردند. به همين دليل به جاى اين كه مردم آماده پذيرایی ازاين پدیده زيبا شوند كم كم موجى از نگرانى در بين مردم ايجاد شده بود.
ده روز پیش از كسوف 20مرداد 1378 خانمى بسيار نگران با ما تماس گرفت كه آيا در هنگام كسوف به چشمان پرنده خانگی اش آسيب مى رسد ؟ آقاى ديگرى سؤال كرد كه « آيا از فيلتر در كسوف جزئى هم مى توان استفاده كرد؟» برخى هم تماس مى گرفتند و با نگرانى اعلام مى كردند كه « تا 750 ميليون سال ديگر كسوفى نخواهيم داشت .» تبليغات در روزهاى پايانى درباره
خطرات مشاهده كسوف چنان بود كه بسيارى از ما مى پرسیدند كه آيا تماشاى كسوف از تلويزيون خطرناك است؟! يا اين كه فرد ديگرى در تماس تلفنى پرسیده بود « آيا عينك ضد كسوف هم داريم ؟ا» شايد جذاب ترين تماس تلفنى به ما كه چند روز پیش ازكسوف اتفاق افتاد اين بود «سلام ،آنجا ستاد ملى مبارزه با كسوف است ؟»فردى طى تماسى خواستار اين شده بود كه در ساوه هم كسوف كلى دیده شود و خانمى در تماسى تاريخ دقيق كسوف را پرسيدند و بسيار اصرارداشتند كه تلويزيون 19 مرداد را اعلام كرده است !
در همان روزها يكى از روزنامه هاى پر شمارگان كشور مطلبى را به اين صورت به چاپ رسانده بود: « عينك هاى مقوایی كه يكى از ماهنامه هاى اخترشناسى داخلى تولید كرده است ، غير استانداردند! » مگردرايران چند ماهنامه اخترشناسی چاپ مى شود؟ اين درحالى بود كه عينك هاى كسوف ماهنامه نجوم به تاييد انجمن نجوم و وزارت بهد اشت رسیده بود.اما ، همان روزنامه سه روز بعد دوباره اعلام كرد از عينك هاى قلابى استفاده نكنيد و فقط عينك هاى مجله نجوم را استاندارد اعلام كرد. اين ناهماهنگى كوچك سبب شده بود كه در همان چند روز، صدها تلفن مربوط به اين خبر و ايمنى عينك ها به دفترماهنامه نجوم زده شود.
چند روز پیش از كسوف مراجعه كننده
دل نگرانى به دفتر نجوم آمد. آن خانم چند عينك كسوف تهيه كرد اما بعد متوجه شدكه ازپشت آن هيچ چيز ديده نمى شود و با تعجب گفت « پس بايد عينك ها را سوراخ كنيم ، بعد با آنها ببينيم »
البته نمونه چنين مسائلى در تلويزيون هم ديده مى شد. درحالى كه برنامه دقيق ومناسبى ازشبكه فرهنگ راديو و برنامه «آخرين كسوف قرن » از شبكه يك تلويزيون پخش شد برنامه هاى ديگر بسيار شتابزده بودند . براى نمونه در برنامه اى از كارشناسان نجوم دعوت به عمل مى آوردند و آنها نيز در مورد نحوه استفاده و معرفى عينك هاى استاندارد صحبت مى كردند ولى همان موقع در زيرنويس برنامه عنوانى مانند «به هيچ عنوان ازعينك هاى مقوایی در هنگام خورشيدگرفتگى استفاده نكنيد.» ديده مى شد و اين موجب سردرگمى بینندگان و تلفن هاى بى شمارشان مى شد.
با وجود تمام اطلاعات ضد و نقيض دررسانه هاى عمومى كه منجر شد برخى خانواده هاى ايرانى اجازه تماشاى پخش تلويزيونى كسوف را هم به فرزندان خود ندهند، پخش زنده تلويزيونى از 4منطقه ايران كار بزرگ ، برنامه ريزى شده وشا يسته اى بود. با یادآ وری این مسایل این پرسش پیش می آید که چرا با وجود سابقه كهن و درخشان وطولانى نجوم در ايران چنین مشکلاتی پیش آمده بود.
گاه دورنگارى به دفتر ماهنامه می آمد يا تلفنى زده مى شد مبنى بر اين كه يكى از كارشناسان نجوم را براى روز خاصى به سخنرانى دعوت كرده بودند و اين درحالى بود كه هيچ هماهنگى قبلى صورت نگرفته بود و آن همكار دقيقا در همان روز و ساعت درجاى ديگر بود و اغلب يك نفر در يك وقت مقرر بايد در چند مكان حضور پیدا مى كرد!

ناگفته نماند كه كسوف 20 مرداد  1378 كنكورى ها را هم به درد سر انداخته بود زيرا از بخت آنها در روز نوزدهم كارنامه ها را توزيع و پرسش نامه هاى انتخاب رشته را روز 21مرداد جمع مى كردند.
در اين بين بازار دستفروشان نيز گرم شده بود. يك روز در يكى از ميدان هاى اصلى و شلوغ تهران صدایی توجه يكى از همكاران نجوم را جلب كرده بود «عينك كسوف فقط 350تومان »جلو مى رود و مى پرسد كه چرا اين قدر گران است ؟ «150 تومانى هم دارم اما غير استاندارده !»در همان روزها مجله نجوم همان عينك هاى 350 تومانى را به مراكز و گروه هاى توزیع كننده به قميت 50 تومان مى فروخت !
در آخرين روز فروش عينك ها، يعنى روز نوزدهم مرداد، سر انجام نماينده اى ازهيات دولت نيز آمد و تعدادى عينك كسرف براى دولتمردان و همچنين ريس جمهور خريدارى كرد.
از آن روزها تا به امروز زمان طولانى اى نمى گذرد اما پيشرفت محسوسى به چشم مى خورد. شاخه آماتورى انجمن نجوم ايران از سال 1381 آغاز به كار كرد و از دغدغه هاى ماهنامه نجوم در کنار فعالیت اصلى خود كاست . ديگر نمى توان گفت نجوم غريب است زيرا دليل قاطع آن ، رخ دادن خورشيدگرفتگى 9 فروردين امسال در كشور تركيه بود و اين درحالى بود كه افراد مشتاق بسيارى براى ديدن و رصد آن به كشور همسايه سفر كردند كه بيش از 180 نفر از آنها همراه شاخه آماتورى انجمن نجوم ايران به مسير كسوف سفر كردند. اين نشان مى دهد كه آهسته آهسته نجوم به عمق خانواده ها راه مى يابد و جايگاه خود را در كشور پیدا مى كند و آینده بسيار روشنى را به تصوير مى كشد تا 27 سال ديگر كه دوباره ميزبان اين پدیده زيبا بر فراز تخت جمشيد هستيم با آمادگى بيشتر و برنامه هاى بهتر به استقبال آن برويم .

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 21:33  توسط نيلوفر جاويد خليلی  | 

روز جهانی نجوم

نخستين بار انجمن نجوم کاليفرنيای شمالی در آوريل 1973 ( 1352 ) تصميم گرفت تا نجوم را به ميان مردم ببرد . آنها تصميم گرفتند تا فاصله ميان مردم و پژوهشگران را کمتر کنند و به دليل اينکه رصد خانه ها  اغلب دور از شهر ها و بر فراز کوه ها ساخته شده بودند بر آن شدند تا تلسکوپ هايشان را به ميان مردم ببرند و رصد های عمومی برگزار کنند .
از آن پس هر ساله در ماه آوريل انجمن ها و گروه های نجومی در يکی از روز های آخر هفته ماه آوريل که ماه به  حالات تربيع اول  خود نزديک تر است به ميان مردم ميروند و روز جهانی نجوم را با همين هدف برگزار ميکنند . شعار امسال روز جهانی نجوم " نجوم و صلح " بود.
امسال نيز شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران و پيرو آن گروه های نجومی ايرانی فعاليت گسترده اي در برگزاری روز جهانی نجوم در جمعه 15 ارديبهشت ماه داشتند .
بطوريکه ۴۷ گروه نجومی در شهر های سراسر کشور و ۲۰ گروه در سطح شهر تهران و در کل در بیش از ۱۰۰ نقطه کشور اين روز را برگزار کردند .
از کارهای جالب شاخه آماتوری انجمن نجوم تهيه بسته هايی برای گروه های نجومی بود که در اين بسته ها نحوه کار چند نوع ساعت آفتابی و ماکت ساخت آنها به همراه چند پوستر و کارت نجومی و .... بود .

 گروه 9 فروردين نيز تصميم به برگزاری اين روز در بوستان گفتگو ی منطقه کوی نصر ( گيشا ) داشت اما پس از گفتگو با شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران قرار بر اين شد که در نمايشگاه بين المللی کتاب تهران مستقر شوند .

روز جمعه  15 / 2 / 1385 اعضای گروه خود را به نمايشگاه کتاب رساندند و به دليل اينکه مکان مورد نظر بسيار شلوغ و پر رفت و آمد بود اعضای گروه تصميم گرفتند تا مجموعه اي از ابزار رصدی را جمع آوری کنند و به نمايش عموم بگزارند تا مردم با رصد از طريق اين ابزار تا حدودی به تفاوت های اپتيکی و نحوه کارشان آشنا شوند .
اين مجموعه شامل تلسکوپ نيوتنی 6 اينچ ، تلسکوپ ماکستوف 127 mm ، تلسکوپ شکستی 80mm  ،دوربين 2 چشمی ۸۰*۲۰  و تک چشمی ۵۰*۲۰ بود .

در برنامه گروه رصد ماه و خورشيد و 2 سياره زحل و مشتری بود که متأسفانه به دليل ابری بودن هوا اين کار ميسر نشد .
اما تلسکوپ ها و دوربين ها همچنان برای آموزش و ياد گيری بر پا بودند . همچنين گروه در کنار فعاليت اصلی خود به نمايش و توضيح ساعت های آفتابی پرداخت و جعبه اي نيز برای طرح کئو * تدارک ديده شده بود تا مردم نامه های خود را برای مردمان ۵۰۰۰۰ سال بعد به درون آن بيندازند .
استقبال مردم از اين برنامه در آن هوای ابری و بارانی غير قابل انتظار بود و گروه نجومی 9 فروردين را بسيار دلگرم کرد  .

روز جهانی نجوم در نمايشگاه کتاب عکس از بابک مشمولی
و آنان که به ياری گروه آمدند

روز جهانی نجوم در نمايشگاه کتاب عکس از بابک مشمولی
ازدحام جمعيت بازديد کننده در کنار ميز کار گروه

روز جهانی نجوم در نمايشگاه کتاب عکس از بابک مشمولی
گروه خبری شبکه 4 سيما در حال تهيه گزارش

روز جهانی نجوم در نمايشگاه کتاب عکس از بابک مشمولی
در حال توضيح نحوه کار ساعت های آفتابی

عکس ها از بابک مشمولی

* کئو سفينه اي است که سازمان فضايي آمریکا ناسا قصد دارد آن را به فضا بفرستد تا 50000 سال بعد باز گردد اين سفينه حامل نامه های مردم امروزی برای آيندگان دور  و در واقع نوعی پیام صلح ودوستی است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 1:58  توسط نيلوفر جاويد خليلی  |